شبهای قدر 92 ...
خوشگل پسر مامانا ،
شبهای قدر امسال تصمیم گرفتیم که بریم حاج محمود
خیلی شب های خوبی بود

و شما کاملا پسر خوبی بودی و یک تفاوت بزرگ که،
یه میکرفن و یه ورق با خودت می آوردی هیئت تا با حاج محمود سینه زنی بخونی وعین کارهایی که
حاجی میکرد شما هم انجام میدادی و چون
مراسم شب قدر توی یه مدرسه انجام میشه دورو وریامون همه غریب بودن و فقط حواسشون پرت شما
شده بود و همش قربون صدقه ات میرفتن.همه میگفتن قشنگ معلومه که بچه هیئتیه منم با افتخار
میگفتم بله.
میدوونی شاید این چیز خیلی خیلی کوچیکی باشه ولی اون موقع بود که فهیدم واقعا مادر و پدر ها
چطور به بچه هاشون افتخار میکنن و باعث غرورشون میشه.

عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم عزیزم.به داشتنت افتخار میکنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شبهای قدر 92 ...
